گروه الکترونیکی پارس

اخبار سایت

دانلود نیم بها حمایت از سایت






مقدمه

حج با تمام ارکان و افعال خود چنان عظمت و ابهتی را به نمایش می گذارد که بیان کیفیت آن ها در قالب الفاظ و کلمات نمی گنجد بلکه برای درک واقعی آن ها باید در آن مکان های نورانی و عرفانی حاضر شد و پیشانی بندگی را در هر کدام از آن اماکن بر زمین نهاد و اشک دیدگان را نثار آن مکان های مقدس نمود.

فلسفه حج در اسلام

«وَأَذِّن فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجَالا وَعَلَى کُلِّ ضَامِرٍ یَأْتِینَ مِن کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ ». دین اسلام دین وحدانیت خالص و یکتا پرستی است. دینی است که اعتقادی به وساطت در ارتباط بین بندگان با خدایشان ندارد. مومنان و مسلمانان، خدایی را عبادت می کنند که از دایره ادراک و ابصار بالاتر است. خدای یگانه مومنان نه تصویر است و نه بت، نه مجسمه است و نه جسم. تنها کسانی می توانند به این معبود یکتا برسند که دارای تفکری بلند، نیت و اراده ای قوی، اخلاص در عمل و انقطاع از اغیار باشند.

ادامه مطلب






زندگی نامه

جلال الدین سادات آل احمد، معروف به جلال آل احمد، فرزند سید احمد حسینی طالقانی در محله سید نصرالدین از محله های قدیمی شهر تهران به دنیا آمد، او در سال ۱۳۰۲ پس از هفت دختر متولد شد و نهمین فرزند پدر و دومین پسر خانواده بود.

پدرش در کسوت روحانیت بود و از این رو جلال دوران کودکی را در محیطی مذهبی گذراند. تمام سعی پدر این بود که از جلال، برای مسجد و منبرش جانشینی بپرورد.

جلال پس از اتمام دوره دبستان، تحصیل در دبیرستان را آغاز کرد، اما پدر که تحصیل فرزند را در مدارس دولتی نمی پسندید و پیش بینی می کرد که آن درسها، فرزندش را از راه دین و حقیقت منحرف می کند، با او مخالفت کرد:

« دبستان را که تمام کردم، دیگر نگذاشت درس بخوانم که: «برو بازار کار کن» تا بعد ازم جانشینی بسازد. و من رفتم بازار. اما دارالفنون هم کلاسهای شبانه باز کرده بود که پنهان از پدر اسم نوشتم. »

پس از ختم تحصیل دبیرستانی، پدر او را به نجف نزد برادر بزرگش سید محمد تقی فرستاد تا در آنجا به تحصیل در علوم دینی بپردازد، البته او خود به قصد تحصیل در بیروت به این سفر رفت، اما در نجف ماندگار شد. این سفر چند ماه بیشتر دوام نیاورد و جلال به ایران بازگشت.

ادامه مطلب






ابوریحان بیرونی

تولد :۱۲ ذوالحجة ۳۶۲ هجری كاث، خوارزم ( شهر كارا ـ كلپاكسكایا كنونی وا قع در ازبكستان)

وفا ت : ۴ رجب ۴۴۰ هجری غزنه ( غزنه كنونی در ا فغانستان )

مجسمه ابوریحان بیرونی

ابو ریحان بیرونی در خوارزم ،منطقه ای كه در مجاورت دریا ی آرال قرار دارد و امروزه همه آن را به نام كارا كلپاكسكایا می شناسند ، به دنیا آمد . كاث و جورجانیه دو شهر بزرگ این منطقه به شمار می رفتند . بیرونی در نزدیكی كاث به دنیا آمد و نام شهری كه در آن متولد شد را به افتخار او ، بیرونی نام نهادند .او در هر دو شهر كاث و جورجانیه زندگی كرد و پرورش یافت ومطالعه و تحصیل علم را درحالی كه خیلی جوان بود تحت نظر ریاضی دان و ستاره شناس مشهوری به نام ابو نصر منصور آغاز نمود .بی تردید بیرونی از سن ۱۷ سالگی به انجام فعالیتهای علمی مهم و ویژه ای پرداخت .وی در سال ۳۷۹ با مشاهده بیشترین ارتفاع خورشید ،عرض جغرافیایی شهر كاث را محاسبه كرد .

فعالیتهای دیگری كه بیرونی به عنوان یك مرد جوان و كم تجربه انجام داد ،بیشتر نظری بود .قبل از سال ۳۸۴ ( وقتی كه۲۲ساله بود) چندین اثركوتاه ازخود برجای گذاشت .یكی ازآثارموجوداوتحت عنوان” نقشه كشی”( Cartography ) اثری است كه در آن به بررسی نقشه های جغرافیایی پرداخته است .در این اثر , او علاوه بر این كه نقشه نیم كره را روی صفحه سطح ترسیم كرده است ،نشان داده كه تا سن ۲۲ سالگی بسیار مطالعه داشته ,چرا كه او مجموعه كاملی از نقشه هایی كه دیگران رسم كرده اند را مورد مطالعه و بررسی قرار داده و موارد مربوط به آنها را دراین رساله مورد بحث قرار داده است . زندگی نسبتا ْ آرام بیرونی تا این مرحله ، پایان غیرمنتظره ای به همراه داشت .

ادامه مطلب






زندگینامه

بیهقی درسال ۳۸۵ ه. ق در ده حارث آباد بیهق(سبزوار قدیم) به دنیا آمد .نامش را ابوالفضل محمد نهادند. پدر ش اورا در سالهای اول زندگی در بیهق و سپس، در شهر نیشابور به کسب دانش گماشت. ابوالفضل که از هوش ویژه‏ای برخوردار بود و به کار نویسندگی عشق می‏ورزید، در جوانی از نیشابور به غزنین رفته (حدود ۴۱۲ هـ.ق)، جذب کار دیوانی گردید و با شایستگی و استعدادی که داشت به زودی به دستیاری خواجه ابونصر مشکان بر گزیده شد (صاحب دیوان رسالت محمود غزنوی ). این استاد تا هنگام مرگ لحظه‏ای بیهقی را از خود جدا نساخت و چنان گرامی اش می‏داشت که حتی اسرار دستگاه غزنویان را نیز با او در میان می گذاشت و این کاربعدها سرمایه گرانبهایی برای بیهقی گردید، چنانکه رویدادهایی را که خود شاهد و ناظر نبوده از قول استادش نقل کرده است.

پس از محمود، بیهقی در پادشاهی کوتاه مدت امیر محمد (پسر محمود) دبیر دیوان رسالت بود و هنگامیکه که مسعود به پادشاهی رسید، ‏شاهد لحظه به لحظه زندگانی او بود، و به همین دلیل است که تاریخ خود را مثل روزشمار زندگی او نوشته است. پس از در گذشت بونصر مشکان (۴۳۱ هـ.ق) سلطان مسعود، بیهقی را برای جانشینی استاد از هر جهت شایسته ولی« جوان» دانسته ــ هر چند که وی در این هنگام چهل و شش ساله بوده است ـــبه این جهت بو سهل زوزنی را جایگزین او کرد و بیهقی را بر شغل قبلی نگه داشت.

ادامه مطلب






اقیانوس آرام، بزرگ ترین و عمیق ترین اقیانوس در میان چهار اقیانوس جهان است که بیش از یک سوم سطح زمین را می پوشاند و بیش از نیمی از آب های آزاد زمین را شامل می شود. بستر اقیانوس آرام که میانگین عمق آن حدود ۴۳۰۰ متر است همچون دشت وسیعی می باشد.

نام پسیفیک که به معنای صلح طلب می باشد، توسط دریانورد پرتغالی فردیناند ماژلان در سال ۱۵۲۰ بر این اقیانوس گذاشته شد. اقیانوس آرام دارای قدیمی ترین حوزه آبگیری اقیانوس های موجود در جهان است که تاریخ قدیمی ترین صخره های آن به ۲۰۰ میلیون سال می رسد.

اقیانوس آرام از شرق توسط قار های آمریکای شمالی و جنوبی، از شمال به وسیله تنگه برینگ، از غرب توسط آسیا، مجمع الجزایر مالی و استرالیا و از جنوب به وسیله قطب جنوب محصور شده است.

ادامه مطلب






مقدمه

تیموریان یا گوركانیان ایران (۷۷۱ – ۹۱۱ ه‍. ق) (۱۳۷۰ – ۱۵۰۶ م) دودمانی مغول تبار بودند. بنیادگزار این دودمان تیمور گورکانی بود که در آسیای میانه می‌‌زیست و سمرقند پایتختش بود. امیرتیمور كشورى وسیع و دولتى عظیم ایجاد كرد و خطهٔ ماوراءالنهر را به مقامى از اهمیت رسانید كه تا آن زمان هیچگاه بدان پایه نرسیده بود. او مرزهای خود را نخست در سرتاسر آسیای میانه و آنگاه سرتاسر خراسان و آنگاه همهٔ بخشهای ایران و عثمانی و بخشهایی از هندوستان گسترد. و چون فتوحات تیمور بیشتر جنبهء یورش و هجوم داشت تا تسخیر واقعى غالب ممالك مفتوح به زودى از تصرف تیموریان خارج شد. با این حال ماوراءالنهر مدتى مركز دولتى شد كه قسمت اعظم ایران و افغانستان را علاوه بر ولایات ماوراءالنهر شامل بود. هنگامى كه ممالك وسیع تیمورى تجزیه یافت دورهء هرج و مرج پیش آمد. به محض اینكه تیمور مرد، تركان عثمانى و آل جلایر و تركمانان درصدد تصرف ممالك ازدست‌رفتهء خود برآمدند. معهذا، اولاد تیمور موفق شدند كه شمال ایران را در مدت یك قرن جهت خود نگاهدارند. ولى آنان غالباً با یكدیگر در نزاع بودند. با وجود این شاهرخ موفق شد كه مناقشات اقوام خود را تا حدى رفع و قدرت و اعتبار مملكت را حفظ كند. اما پس از مرگ او ممالكش به قسمتهاى كوچكتر مجزا شد و بر اثر همین كیفیت صفویان و امراى شیبانى آنها را به متصرفات خود ضمیمه كردند. با این حال خاندان تیمورى از میان نرفت و نوادگان تیمور چندی پستر فرمانروایی خود را به هندوستان بردند و دولت سلسلهٔ بابرى را بنیاد گذاردند كه اروپائیان آن را «مغول كبیر» می‌‌نامند.

افراد خاندان تیمورى از این قرارند:

تیمور (۷۷۱ – ۸۰۷ ه‍. ق) (۱۳۷۰ – ۱۴۰۵ م)

خلیل سلطان (۸۰۷ – ۸۱۲ ه‍. ق) (۱۴۰۵ – ۱۴۱۰ م)

شاهرخ (۸۰۷ – ۸۵۰ ه‍. ق) (۱۴۰۵ – ۱۴۴۷ م)

بایسنقر میرزا

الغ بیك (۸۵۰ – ۸۵۳ ه‍. ق.) (۱۴۴۷ – ۱۴۴۹ م)

عبداللطیف (۸۵۳ – ۸۵۴ ه‍. ق.) (۱۴۴۹ – ۱۴۵۰ م)

عبدالله (۸۵۴ – ۸۵۵ ه‍. ق.) (۱۴۵۰ – ۱۴۵۱ م)

ابوسعید (۸۵۵ – ۸۷۳ ه‍. ق.) (۱۴۵۱ – ۱۴۶۹ م)

سلطان حسین بایقرا در هرات (۸۶۲ – ۹۱۱ ه‍. ق) (۱۴۷۰ – ۱۵۰۶ م)

سلطان احمد (۸۷۳ – ۸۹۹ ه‍. ق.) (۱۴۶۹ – ۱۴۹۴ م)

سلطان محمود (۸۹۹–۹۰۰ ه‍. ق.) (۱۴۹۴ – ۱۴۹۵ م)

دورهٔ هرج و مرج (۹۰۰ تا ۹۱۱ ه‍. ق) (۱۴۹۵ – ۱۵۰۶ م)

این سلسله بدست امرای شیبانی منقرض شد.

دانش و هنر در زمان تیموریان

تیمور با اینکه بسیار خونریز بود ولی به دانش و هنر کشش نشان می‌‌داد، از اینرو هنرمندان و صنعتگران از کشتارهایش در امان می‌‌ماندند. فرزندان او نیز سیاست بنیادگذار دودمان تیموریان را پی گرفتند که می‌‌توان به تأسیس رصدخانه، مسجد و مدرسه اشاره کرد. هنر مینیاتور نیز در این دوره از تاریخ ایران به اوج خود رسید. خلیل نوهء تیمور كه بدو هیچگونه شباهتى نداشت، اهتمام كامل به رفاه و سعادت مملكت معطوف داشت و خدماتى به علم و ادب كرد. شاهرخ طرفدار جدى علوم و صنایع بود و مسجد و بقعهء مقدس رضوى كه زیارتگاه شیعیان است از اوست. پسر او، الغ‌بیك فرمان داد زیجى ترتیب دادند. حسین‌بن بایقرا نیز حامى علوم و ادبیات بود. ابوسعید پادشاه توانا، با کفایت، هنر دوست این خاندان نیز خود هنرمند بود. او طرفدار متصوفه و اهل عرفان بود و مشایخ صوفیه را گرامی می‌‌داشت و بعد او بود که خاندان تیموریان به صوفی گری روی آوردند.

بازماندگان تیموریان

نوادگان پادشاهان تیموریان هنوز ساکن ایران هستند و اکثریت آنان در نواحی اطراف تهران(به ویژه رودهن) و همدان پیرو مسلک صوفی گری هستند. زبان مادری بازماندگان این سلسله گویشی از ترکی است که خاص و ویژه خودشان است و پیوندهای خانواگی در بینشان بسیار رایج است. گفته می‌شود آنان بعضا شاخه‌ای از اهل حق نیز می‌‌باشند. ولیکن اختلاف عقیدهٔ بسیاری بین آنان و دیگر پروان اهل حق است. برای مثال سبیل خود را کوتاه نگاه داشته، محمد را خاتم انبیا دانسته و حتی علی را تنها یک انسان اما با روحیات خداوندی می‌‌شناسند.

همچنین گفته می‌شود آنان همچنین به مانند اجداد خویش و بر خلاف دیگر پیروان اهل حق، به علم و هنر بسیار علاقه داشته و در کارهای اقتصادی سالم بسیار فعال هستند.

ادامه مطلب
برچسب ها:






مقدمه

قاجار نام دودمانی است که از ۱۷۹۴ تا ۱۹۲۵ بر ایران فرمان راند.قاجارها قبیله‌ای از ترکمآن های منطقه استرآباد (گرگان) بودند.ایشان تبار خود را به کسی به نام قاجار نویان می‌رساندند که از سرداران چنگیز بود. نام این قبیله ریشه در عبارت آقاجر به معنای جنگجوی جنگل دارد. پس از حمله مغول به ایران و میانرودان،قاجارها نیز به همراه چند طایفه ترکمان و تاتار دیگر به شام کوچیدند.هنگامی که تیمور گورکانی به این نقطه تاخت قاجارها و دیگر کوچندگان را به بند کشید و سرانجام آن ها را به خانقاه صفوی در آذرآبادگان بخشید. پس از آن قاجارها یکی از سازندگان سپاه قزلباش شدند.

در زمان آقا محمد خان قاجار این طایفه به دو قبیله اشاقه باش و یوخاری باش (به معنای ساکن ناحیه بالا – رودخانه- و ساکن ناحیه پایین – رودخانه) تقسیم شده بود و آقا محمد خان موفق گردید این دو قبیله را با هم متحد کرده و نیروی نظامی خود را استحکام بخشد. برای آگاهی بیشتر به زندگی نامه آغا محمدخان قاجار نگاه کنید.

بنا بر بعضی منابع تاریخی مادربزرگ آقا محمد خان بیوه شاه سلطان حسین صفوی بود که در هنگام حمله محمود افغان به اصفهان از وی باردار بود و بدلیل علاقه زیاد شاه سلطان حسین به وی، برای جلوگیری از اسارت او بدست افغآن ها، توسط سران قزلباش فراری داده شد و بعد از قتل شاه سلطان حسین به زوجیت پدر بزرگ آقا محمد خان درآمد. بنا به این روایت پدر آقا محمد خان، محمد حسن خان قاجار، در اصل فرزند شاه سلطان حسین صفوی بوده‌است و به همین دلیل ارتباط نزدیک و پایداری بین بازماندگان سلسله صفوی و شاهان دوره قاجاریه وجود داشته‌است.

ایران در زمان این سلسله با دنیای غرب آَشنا گردید. اولین کارخانه‌های تولید انبوه، تولید الکتریسیته، چاپخانه، تلگراف، تلفن، چراغ برق، شهرسازی مدرن، راهسازی مدرن، خط آهن، سالن اپرا (که بعدا به سالن تعذیه تغییر کاربری داد)، مدارس فنی به روش مدرن(از جمله دارلفنون که به همت امیر کبیر تأسیس گردید)، و اعزام اولین گروه‌ها از دانشجویان ایرانی به اروپا جهت تحصیل در شاخه‌های طب و مهندسی در زمان این سلسله صورت پذیرفت.

ادامه مطلب
برچسب ها:






مقدمه

پروین اعتصامی که نام اصلی او “رخشنده ” است در بیست و پنجم اسفند ۱۲۸۵ هجری شمسی در تبریز متولد شد ، در کودکی با خانواده اش به تهران آمد . پدرش که مردی بزرگ بود در زندگی او نقش مهمی داشت و هنگامیکه متوجه استعداد دخترش شد ، به پروین در زمینه سرایش شعر کمک کرد.

پدر پروین

یوسف اعتصامی معروف به اعتصام الملک از نویسندگان و دانشمندان بنام ایران بود. وی اولین “چاپخانه” را در تبریز بنا کرد ، مدتی هم نماینده ی مجلس بود.

اعتصام الملک مدیر مجله بنام “بهار” بود که اولین اشعار پروین در همین مجله منتشر شد ، ثمره ازدواج اعتصام الملک ، چهار پسر و یک دختر است.

مادر پروین

مادرش اختر اعتصامی نام داشت . او بانویی مدبر ، صبور ، خانه دار و عفیف بود ، وی در پرورش احساسات لطیف و شاعرانه دخترش نقش مهمی داشت و به دیوان اشعار او علاقه فراوانی نشان می داد.

شروع تحصیلات و سرودن شعر

پروین از کودکی با مطالعه آشنا شد . خانواده او اهل مطالعه بود و وی مطالب علمی و فرهنگی به ویژه ادبی را از لابه لای گفت و گوهای آنان درمی یافت در یازده سالگی به دیوان اشعار فردوسی ، نظامی ، مولوی ، ناصرخسرو ، منوچهری ، انوری ، فرخی که همه از شاعران بزرگ و نام آور زبان فارسی به شمار می آیند ، آشنا بود و از همان کودکی پدرش در زمینه وزن و شیوه های یادگیری آن با او تمرین می کرد.

ادامه مطلب






  1. ساخت وبلاگ و وب سایت با قالب (پوسته)، امکانات و موضوعات متفاوت مطابق با سلیقه شما
  2. پشتیبانی ماهانه در صورت تمایل شما

جهت سفارش ساخت وبلاگ و وب سایت یا داشتن هرگونه سوال در قسمت نظرات درخواست خود را ارائه دهید.

توجه: هزینه دامنه و هاست جهت ساخت وب سایت به صورت جداگانه دریافت می گردد. (وبلاگ نیازی به دامنه و هاست ندارد)

ادامه مطلب






امام ابوحنیفه (بنیان‌گذار مذهب حنفی)

امام ابوحنیفه به عنوان شخصیتی که یکی از نخستین مذاهب اهل سنت را پی‌ریزی کرد، جایگاه مهمی در تاریخ مذاهب اسلامی دارد. شناخت نسب، جایگاه رشد و پرورش، طبقه اجتماعی، اساتید، سبک اجتهاد، روش تدریس فقه و تربیت شاگردان، ما را به فهم مذهب حنفی و ویژگی‌های آن نزدیک می‌سازد. در زیر به طور مختصر به موارد بالا می‌پردازیم:

امام ابوحنیفه و طبقه اجتماعی او

بیشتر منابع نام امام ابوحنیفه و اجداد او را چنین ذکر کرده‌اند: نعمان بن ثابت بن زوطی[1]، می‌توان گفت که منابع در نام امام ابوحنیفه اتفاق نظر دارند، به جز روایتی که خطیب[2] بغدادی آن را آورده است[3] اما در مورد جد او بیشتر منابع از آن به نام زوطی یاد می‌کنند، صاحب[4] “الجواهر المضیئة” سلسله نسب امام ابوحنیفه را چنین آورده است: “نعمان بن ثابت بن کاوس بن هرمز بن مرزبان بن بهرام بن مهرکز بن ماحین”.[5]

و برخی دیگر از منابع پدر زوطی را “ماه”[6] ثبت کرده‌اند[7]. بیشتر منابع می‌پذیرند که اصل ابوحنیفه از کابل بوده است و فتح کابل بوسیله مسلمانان احتمالاً در زمان جد او صورت گرفته است، که در نتیجه آن او اسیر و مملوک بنی تیم الله بن ثعلبه می‌شود و سپس آزاد و موالی آنها می‌گردد[8]. اما برخی دیگر اصل او را از نساء، ترمذ، و انبار نیز گفته‌اند[9].

این اختلاف روایات، سراج هندی[10] را واداشت تا به روش زیر میان روایات متعدد هماهنگی ایجاد کند، وی می‌نویسد:” جد امام ابوحنیفه از کابل بوده است و سپس به نساء و ترمذ نقل مکان می‌کند و ثابت در ترمذ به دنیا می آید و در انبار پرورش می‌یابد[11]. اما نوه امام ابوحنیفه، اسماعیل بن حماد اسارت جد امام را رد می‌کند و اعلام داشته است که این امر هرگز بر اجداد ما نیامده است[12]، نوشته‌اند که پدر ثابت در مهرگان نزد امام علی بن ابیطالب (رض) فالوده به رسم هدیه برد و امام علی به او گفت:” مهرگان و جشن ما هر روز است.[13] ” و گفته می‌شود که امام علی در حق او و فرزندانش دعای خیر کرد که امام ابوحنیفه اثر آن دعا قلمداد می‌شود[14].

ادامه مطلب