اخبار سایت

دانلود نیم بها حمایت از سایت
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (بدون امتیاز)
Loading...






Amir-Kabir

چکیده

میرزا تقی‌خان فراهانی (تولد: ۱۱۸۶ اراک، وفات:۲۰ دی ۱۲۳۰ کاشان) مشهور به امیرکبیر، یکی از صدراعظم‌های ایران در دوره ناصرالدین‌شاه قاجار بود. اصلاحات امیرکبیر اندکی پس از رسیدن وی به صدارت آغاز گشت و تا پایان صدارت کوتاه او ادامه یافت. مدت صدارت امیر کبیر ۳۹ ماه (۳سال و ۳ماه) بود. وی موسس مدرسه دارُالفُنون بود که برای آموزش علوم و فنون جدید، به فرمان او در تهران تأسیس شد. همچنین انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه از جمله اقدامات وی به حساب می‌آید. امیرکبیر پس از این که با توطئه اطرافیان شاه از مقام خود برکنار و به کاشان تبعید شد و در حمام فین آن جا به دستور ناصرالدین‌شاه به قتل رسید.

مقدمه

امیرکبیر مردی بزرگ بود، مردی با خصلت های انسانی و مردم دوستی. پدرش کشاورز بود و سپس آشپز شد. امیر در دوران کودکی رنج طبقه محروم و رفاه توانگران را به خوبی لمس کرد و ظلم بی حدی را که بر طبقه ضعیف می رفت احساس نمود.

وقتی که به وزارت رسید، جامعه ای منحطط را دید که در میان امواج ریاکاری، تملق، چاپلوسی، دروغ و نفاق فرو رفته بود. همه به هم دروغ می گفتند. همه برای هم چاپلوسی می کردند. آن چه که مشهود بود تعارف های خشک و دروغ های توخالی وچندش آور بود و نیز استثمار با زشت ترین شکلش. یک گروه شکمباره به دلیل نزدیک بودن به خاندان قاجار، با عنوان پیشکار و واسطه و سپاهی و دلقک همه چیز داشتند و یک اکثریت عظیم به این بهانه که عنوانی نداشتند، محروم از همه چیز و محکوم به رنج بودند.

امیر کاری عظیم در پیش داشت: مبارزه با دروغ، ریا و فریبکاری. و چنین کاری به اراده نیاز دارد و امیر چنین اراده ای را داشت.

امیر کارش را شروع کرد و هم چون یک سرباز به میدان رفت. چاپلوسان، آنان که اگر چاپلوسی را از ایشان می گرفتند عرضه هیچ کاری را نداشتند،وحشت کردند. او برای آبادی مملکت نیاز به عالم، متخصص و فرد کارآزموده داشت و اینان جز ردیف کردن کلمات تهوع آوری از القاب و عناوین، چیز دیگری نمی دانستند.

دروغگویان و چاپلوسان و آن ها که همه ایران را از آن خود می دانستند از یکدندگی، صراحت و قاطعیت امیر به وحشت افتادند. و در این میان مهدعلیا مادر ناصرالدین شاه و میرزا آقاخان نوری بیش از همه ترسیدند، زیرا که آلودگیشان بیش از همه بود.

امیرکبیر در راه نجات مردم و اصلاح مملکت از هیچ مانعی نمی هراسید. او بیش از همه سعی داشت از دخالت دو کشور روس و انگلیس در امور کشور جلوگیری نماید، زیرا که می دانست بیگانگان جز به منافع خود به هیچ چیز دیگر نمی اندیشند و هرگز در فکر خیر و صلاح مملکت نیستند. او حتی در مقابل بسیاری از خواسته های امپراتور روس ایستادگی کرد.

سرانجام قاطعیت امیر در مبارزه با موانع تکامل جامعه، موجب شد که دشمنانش درصدد قتل او برآمدند. آن ها ابتدا او را از مقامش خلع کردند و به تبعید فرستادند و سرانجام در روز دوشنبه ۱۸ ربیع الاول سال ۱۲۶۸ هجری قمری در حمام فین کاشان خون گرم امیر بر زمین ریخت.

او نظیر همه انسان های دیگر زندگی اش خالی از نقاط ضعف نبود، ولی به هر حال وجودش در آن وانفسای ظلمت که در شرق سایه افکنده بود، بسیار مغتنم بود و شهادتش فاجعه ای بس عظیم.

کلمات کلیدی:

زدو بند: درگیری

مرمت: بازسازی

بسط: گسترش

امیرکبیر

میرزا محمدتقی خان امیرکبیر فرزند کربلایی قربان بیگ فراهانی صدراعظم مشهور دورهٔ ناصرالدین شاه قاجار (در سال ۱۱۸۶ هجری شمسی معادل با ۱۲۲۲ هجری قمری) در هزاوه فراهان از توابع اراک (سلطان آباد پیشین) متولد شد. عناوین و القاب وی بدین قرار است: کربلایی محمد تقی، میرزا محمدتقی خان، مستوفی نظام، وزیر نظام، امیر نظام، امیر کبیر، امیر اتابک اعظم. کربلایی قربان پدر امیرکبیر در دستگاه میرزا عیسی (میرزا بزرگ) پدر میرزا ابوالقاسم قائم مقام سمت آشپزی داشت. مادر امیرکبیر فاطمه‌سلطان دختر استاد شاه محمد‌بنا از اهالی فراهان بود. میرزا محمدتقی خان به خاطر هوش و استعداد کم‌نظیرش از همان دوران نوجوانی مورد توجه میرزابزرگ و سپس قائم مقام فراهانی قرار گرفت و به ترتیب به سمت منشی‌گری آن دو دست یافت و به سرعت مورد توجه قائم مقام و عباس میرزا نایب‌السلطنه قرار گرفت. اولین تجربه سیاسی میرزامحمدتقی خان همراهی خسرومیرزا فرزند نایب‌السلطنه و هیئت همراه او در سفرش به روسیه تزاری بود. این سفر به‌دنبال قتل گریبایدوف وزیر مختار روسیه در تهران و در شوال ۱۲۴۴ و به منظور عذرخواهی از واقعه قتل گریبایدوف صورت گرفت. وی از تزار معذرت خواست و طوری عمل نمود که مورد تائید و پسند تزار و دربار ایران قرار گرفت. امیرکبیر در سفر به روسیه به مؤسسات فرهنگی، نظامی و اجتماعی آن جا توجه نمود و به این فکر بود که راه ترقی ایران نیز داشتنو تشکیلات نظامی و فرهنگی منظم است.

میرزاتقی خان طی سالهای آتی بیش‌از‌پیش در آن جام امور دیوانی و غیره لیاقت و شایستگی نشان داد و در اواخر دوران سلطنت فتحعلی‌شاه در دستگاه محمدخان زنگنه امیرنظام و پیشکار آذربایجان وارد خدمت شد. چند سال بعد و در ۱۲۵۳ ق میرزا محمدتقی وزیر نظام آذربایجان گردید. میرزا محمدتقی که اینک به امیرنظام ملقب شده بود در ۱۶ شوال ۱۲۵۳ به همراه ناصرالدین میرزا ولیعهد عازم روسیه شد و در ارمنستان (ایروان) با نیکلای اول تزار روسیه ملاقات کرد. از مهمترین مأموریتهای سیاسی امیرنظام در دوران سلطنت محمد شاه ریاست نمایندگی دولت ایران در کمیسیون صلح ارزنة‌الروم بود که به عنوان «وکیل تام الاختیار» ایران در ماه صفر ۱۲۵۹ آغاز شد و برای حل اختلاف مرزی بین ایران وامپراتوری عثمانی بود. در این ماموریت که نزدیک به دو سال طول کشید علاوه بر آشنایی با زدو بندهای سیاسی شرق و غرب ،با دلیری خاصی توانست اختلاف مرزی را به نفع ایران پایان دهد و خرمشهر و اراضی وسیع طرف چپ اروندرود را که مورد ادعای عثمانی‌ها بود به ایران ملحق کرد. این اقدام و پیشنهادهای مفید امیرکبیر، مورد عناد و حسادت حاجی میرزا آغاسی قرار گرفت.

پس از عقد قرارداد صلح در ۱۶ جمادی الثانی ۱۲۶۳ امیرنظام سخت مورد تشویق و تفقد محمدشاه قرار گرفت. زمانی که محمد شاه مرد، ناصرالدین میرزا که قصد حرکت به تهران و نشستن بر تخت سلطنت را داشت نمی‌توانست حتی هزینه سفر خود و همراهان را به تهران تهیه کند در این هنگام که امیرکبیر در تبریز به امیرنظام ملقب بود با ضمانت شخصی پول فراهم کرد و ناصرالدین شاه را به تهران فرستاد و مقتدرانه مقدمات و اسباب بر تخت نشستن ناصرالدین شاه را فراهم آورد و در ۱۴ شوال ۱۲۶۴ سلطنت ناصرالدین شاه را اعلام کرد. امیرنظام که با آغاز سلطنت ناصرالدین شاه منصب صدراعظمی یافته بود در ۲۲ ذیقعده ۱۲۶۴ علاوه بر لقب امیرنظامی به القاب امیرکبیر اتابک اعظم نیز مفتخر شد. دلیل این انتصاب، حسن آن جام وظیفه او در رساندن شاه به تخت پادشاهی بود. اما درباریان ،حتی مهد علیا مادر ناصرالدین شاه که در زد و بندهای سیاسی خارجی دست داشت ،مخالف امیر بودند، ولی ناصرالدین شاه هر روز بر مرتبه و مقام محمدتقی می‌افزود. ناصرالدین شاه در آن زمان ۱۶ سال داشت.

امیرکبیر مدت کوتاهی پس از صدارت اصلاحات سیاسی، امنیتی، مالی، اقتصادی و فرهنگی اش را آغاز کرد و در این میان ایجاد امنیت و پایان دادن به شورشها و یاغی گری ها و نیز اصلاحات مالی و جلوگیری از اجحافات پیدا و پنهان صاحبان قدرت و نفوذ را در اولویت برنامه های خود قرار داد و مدت کوتاهی پس از صدارت نشان داد که قصد دارد از نفوذ و دخالت بیگانگان (روس و انگلیس) در امور مختلف کشور بکاهد. در همان حال امیرکبیر ضمن نظم بخشیدن بر امور دستگاه سلطنت و حکومت و کنترلی که بر اعمال و رفتار دیوانیان، شاهزادگان، خاندان سلطنت، رجال و صاحبان قدرت و غیره اعمال می‌کرد اصلاحات گسترده ای در امور اداری کشور به عمل آورد و با ریشه‌کن کردن بسیاری از مفاسد اداری و مالی در اداره امور کشور نظمی نو پدید آورد؛ بگذریم از این که اقدامات اصلاحی امیرکبیر برخی از مهمترین دیوانیان و صاحبان نفوذ و قدرت را با او دشمن کرد. از دیگر اصلاحات امیرکبیر بازسازی ارتش و قشون و پایه‌گذاری نظمی نو در نیروی نظامی کشور بود. آگاهان و ناظران امور در همان روزگار از سازمان نظامی جدیدی که امیرکبیر پایه گذاری کرد سخت تمجید و تحسین می‌کنند. از دیگر اقدامات امیرکبیر ایجاد چاپارخانه، تذکره خانه (اداره گذرنامه)، بنای بازار و تیمچه و سرای امیر در تهران، تأسیس سازمان اطلاعاتی – جاسوسی و خبررسانی و خفیه‌نویسی بود که در دوران صدارت او بسیار کارآمد عمل می‌کرد. امیر کبیر همچنین تلاش های بسیاری برای اصلاحات قضایی و به تبع آن از میان برداشتن رسم بست‌نشینی آن جام داد که در موارد بسیار، روندی انحراف‌‌آمیز یافته بود.

امیرکبیر در همان دوران کوتاه صدارت (۱۲۶۴ ۱۲۶۸ ق)گام های استواری برای توسعه اقتصادی و صنعتی کشور و نیز رشد اقتصاد تجاری کشور برداشت و برای مثبت شدن تراز بازرگانی خارجی ایران تلاش های فراوانی آن جام داد. امیرکبیر که خود فردی مذهبی بود در ارتقاء شأن و منزلت علما و روحانیون کوشید. به‌ویژه نقش برجسته امیرکبیر در سرکوب شورش باب و از میان برداشتن فتنه ‌بابیه که با محاکمه و اعدام سید علی‌محمدباب به‌پایان رسید، روابط امیرکبیر و علمای دینی را بیش‌از‌پیش تحکیم بخشید. وطن‌دوستی و مخالفت شدید امیرکبیر با نفوذ کشورهای خارجی در ایران، تلاش برای برقراری عدالت و امنیت، جلوگیری از شکنجه و آزار متهمان و مجرمان، جلوگیری از پناهندگی جنایتکاران و مجرمین سیاسی و غیره در سفارتخانه‌های خارجی و تلاش برای قطع ارتباط جاسوسی – اطلاعاتی اتباع داخلی برای نمایندگان خارجی از دیگر اقدامات اصلاح گرانه امیرکبیر در طول دوران کوتاه صدارت بود. مدت صدارت امیر کبیر ۳۹ ماه (سه سال و سه ماه) بود.

مهم‌ترین اقدامات امیرکبیر

تأسیس مدرسه دارالفنون: از مهمترین اقدامات امیرکبیر تأسیس دارالفنون بود که پس از تلاش های بسیار در ۵ ربیع‌الاول ۱۲۶۸و فقط ۱۳ روز قبل از قتل امیرکبیر افتتاح شد. مدرسه دارالفنون در زمان صدارت امیرکبیر، در هفت شعبه تأسیس شد و اولین مدرسه جدید ایران بود. شاهزاده‌های قاجار نخستین دانشجویان دارالفنون بودند و اساتید خارجی برای تدریس آنان از کشورهای مختلف دعوت شده بودند. در دارالفنون اصول علمی جدید و دانش‌های مهندسی، پزشکی و فنون به جوانان آموزش داده می‌شد و بسیاری از معلم‌های آن از اروپا و به ویژه از کشورهایی چون اتریش، اسپانیا، ایتالیا و فرانسه به کار گرفته شده بودند. پس از برکناری امیرکبیر، با وجود مخالفت‌های میرزا آقاخان نوری، مدرسه کار خود را ادامه داد.

انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه: اولین شماره روزنامه وقایع اتفاقیه در سال سوم سلطنت ناصرالدین‌شاه قاجار در ۱۸ بهمن ۱۲۲۹ خورشیدی (برابر با ۷ فوریه ۱۸۵۱ میلادی) و به کوشش امیرکبیر منتشر شد. به دستور امیرکبیر اشتراک این روزنامه برای هر یک از افرادی که از دستگاه دولتی بیش از ۲۰۰ تومان حقوق می‌گرفتند اجباری بود. در این روزنامه، اخبار داخلی شامل خبرهای مربوط به دربار، عزل و نصب‌ها، اعطای مقام‌ها، نشان‌ها و امتیازات چاپ می‌شد. در برخی شماره‌ها نیز اخبار رویدادهای شهرهای ایران به چاپ می‌رسید. در بخش اخبار خارجی، اخبار مربوط به کشورهای اروپایی به چاپ می‌رسید. همچنین این روزنامه دارای صفحه حوادث نیز بود.

رسیدگی به وضع مالیه: امیرکبیر در دوران صدراعظمی خود با رشوه خواری به مبارزه خاست. او دستور داد دریافتی‌های بی‌حساب و مواجب بی‌جهتی که از دستگاه‌های دولتی می‌گرفتند قطع شود. وی حقوق شاه را کاهش داد و ماهانه به دوهزار تومان رسانید و قرار گذاشت که هر ماه به او کارسازی کنند. وی مواجب بی‌حسابی که حاج میرزا آقاسی برقرار کرده بود، قطع کرد. وی سروسامانی به قوانین مالیاتی داد و صورت عواید و مخارج آن را تعدیل کرد. تیولدارانی که حق دیوان را نمی‌دادند، امیر تیول آن‌ها را ضبط کرد. او همچنین برای ماموران دولتی حقوق ثابت تعیین کرد.

اصلاحات اجتماعی: امیرکبیر، دستور داد که رسم قمه‌کشی و لوطی‌بازی از شهرها و راه‌ها برداشته شود. وی حمل اسلحه سرد و گرم را ممنوع کرد. وی قاعده بست‌نشینی را لغو کرد. این کار امیرکبیر، مخالفت بسیاری از روحانیون را برانگیخت.

سر و سامان دادن به ارتش: امیرکبیر، مشق و دروس ارتشیان و تسلیحات آن‌ها و برکشیدن صاحب‌منصبان بی‌طرف و نهادن شغل و سمت در مقابل افراد و حذف مشاغل بی‌فایده در نظام سازمانی را پایه‌گذاری کرد. رسم بخشیدن مناصب بی‌شغل را برانداخت و معیار ترفیع صاحب‌منصبان، شایستگی ایشان گشت. مهمات‌سازی در زمان او رشد کرد و توپ‌ریزی وباروت‌سازی تبریز دوباره رونق گرفت. وضع لباس ارتش مرتب و منظم شد. به دستور وی لباس سربازان از پارچه ایرانی بود.

اصلاح سیاست خارجی: امیرکبیر، دستگاه وزارت امور خارجه را توسعه داد. تأسیس سفارت‌خانه‌های دائمی در لندن و سن‌پترزبورگ، ایجاد کنسولگری در بمبئی، عثمانی و قفقاز؛ تربیت کادر برای وزارت امور خارجه و تنظیم دفتر اسناد سیاسی از کارهای اوست.

اصلاحات مذهبی: امیرکبیر، در پی منع قمه‌زنی و اصلاح امور روضه‌خوانی برآمد. وی نسبت به علمای مذهبی با احترام خاصی برخورد می‌کرد، با این حال میرزا ابوالقاسم امام جمعه تهران، ازجمله روحانیونی بود که به شدت به مخالفت با امیرکبیر برخاست و بسیاری از روحانیون دیگر نیز به همراهی با او برخاستند.

حذف القاب و عناوین: امیرکبیر، القاب و عناوین فرمایشی را موجب زیان‌های اجتماعی می‌دانست و در نامیدن دیگران به گفتن واژه “جناب” اکتفا می‌کرد، حتی نسبت به مقام صدارت.

فرمان قتل سیدعلی محمد باب: امیرکبیر، دستور داد که باب که در قلعه چهریق آذربایجان زندانی بود؛ در تبریز تیرباران شود.

فرمان قتل سالار پسر آصف‌الدوله(در نوروز ۱۲۶۶ ق): سالار والی خراسان که طرفدار تجزیه‌طلبی و جدایی خاک خراسان از ایران بود و از جانب روس‌ها و انگلیسی‌ها حمایت می‌شد در زمان ناصرالدین‌شاه شورش کرد. امیرکبیر، سپاهیانی را به خراسان فرستاد. سرآن جام، امیر دستور داد که سالار و همراهانش کشته شوند. پس از برانداختن سالار از خراسان، فارس و بلوچستان را آرام ساخت و در همه مناطق عشیره نشین و هر جا که ممکن بود آشوبی برخیزد قراول خانه ایجاد نمود و در سراسر مملکت امنیت برقرار گشت.

در دوره صدارت امیرکبیر ترکمانان که همواره از مدتها پیش به نقاط دور و نزدیک مناطق اطراف خود حمله می‌کردند به هیچ اقدام خلافی دست نزدند.

آوردن سیدصالح عرب به ایران: آقاسیدصالح در کربلا با فرستادگان امپراتوری عثمانی روبه‌رو گردید. وی شش روز با عثمانی جنگید تا این که دستگیر شد و سلطان عثمانی به دستگیر کردن وی فرمان داد. امیرکبیر تلاش کرد تا سید را به تهران برگرداند.

امیرکبیر اقدامات مهم دیگری نیز در دوره صدارت خویش آن جام داد که به طور خلاصه عبارتند از:

۱- تنظیم قشون ایران به سبک اروپایی

۲- اصلاح امور قضایی

۳- جرح و تعدیل محاضر شرع

۴- ترویج ترجمه و انتشار کتب علمی

۵- بنای بیمارستان و رواج تلقیح عمومی آبله

۶- مرمت ابنیه تاریخی

۷- فرستادن صنعتگر به روسیه و مقابله صنعتی با روسیه توسط دست توانای استادکاران اصفهانی

۸- استخراج معادن

۹- بسط فلاحت و آبیاری

امیرکبیر که از همان آغاز صدارت سخت مورد حمایت و اعتماد ناصرالدین شاه قرار گرفته بود در روز جمعه در ۲۶ بهمن ۱۲۲۷ برابر ۲۲ ربیع‌الاول ۱۲۶۵ هجری قمری با ملکزاده خانم عزت‌الدوله، خواهر تنی ناصرالدین‌شاه ازدواج کرد. امیرکبیر همسر عزت‌الدوله، خواهر ناصرالدین‌شاه قاجار، پدر تاج‌الملوک همسر مظفرالدین‌شاه قاجار و پدربزرگ محمدعلی‌شاه، ششمین پادشاه از دودمان قاجار بود.

تلاش های اصلاحگرانه امیرکبیر مدتی طولانی تداوم نیافت و در حالی که سیاست خارجی مستقل امیرکبیر و تلاش های جدی او برای قطع نفوذ و دخالت روس و انگلیس می‌رفت تا طلیعه آغاز عصر نوینی در کشور شود، توطئه‌های نمایندگان سیاسی این دو کشور و همگامی بدخواهان پیدا و پنهان داخلی امیرکبیر با سیاست بیگانگان به‌تدریج موجبات رنجش و سپس نومیدی و خشم ناصرالدین شاه را از او فراهم آورده از صدارت اعظمی و دیگر مشاغل اداری و نظامی‌اش معزول کرده و به شهر کاشان تبعید کرد. بدین ترتیب با دسیسه بیگانگان و همدستی و خیانت گروهی از عوامل اثرگذار داخلی، ناصرالدین شاه، حاجی علی مراغه ای (حاجب الدوله) را مأمور قتل امیرکبیر کرد. حضور امیرکبیر در دربار ناصرالدین‌شاه همواره مورد مخالفت تعدادی از نزدیکان شاه از جمله مهد علیا مادر شاه، اعتمادالدوله و میرزا آقاخان نوری قرار داشت؛ چنان که تلاش های این عده سرآن جام منجر به صدور حکم عزل امیرکبیر از مقام خود گردید. برخی از درباریان که او را مخالف منافع خود می‌دیدند، تهمت زدند که امیرکبیر ادعای سلطنت دارد. تحریک‌های مادر شاه و دیگر درباریان باعث ترس شاه شد، از این رو، حکم عزل امیرکبیر در روز ۱۹ محرم سال ۱۲۶۷ هجری قمری به وی ابلاغ شد. چهار روز پس از این، میرزا آقاخان نوری به سمت صدارت منصوب شد. امیرکبیر، دو روز پس از عزل به کاشان تبعید شد. اما با این وجود، مخالفان امیرکبیر در دربار، احتمال می‌دادند که امیرکبیر بار دیگر مورد عنایت شاه قرار گیرد و به قدرت بازگردد. بنابراین با کوشش فراوان توانستند حکم قتل وی را از ناصرالدین‌شاه بگیرند. سرآن جام امیرکبیر در ۲۰ دی ۱۲۳۰( و در شب شنبه ۱۸ ربیع‌الاول ۱۲۶۸) در حمام فین کاشان توسط حاجب‌الدوله به قتل رسید. پس از فوت امیر نعش او را با احترام با حضور اعیان کاشان به پشت مشهد کاشان حمل کردند و در جوار قبر حاجی سید محمد تقی مدفون ساختند. بعد از آنکه عزة الدوله به تهران برگشت از ناصرالدین شاه اجازه گرفت که نعش شوهر را به کربلا بفرستند. این اجازه تحصیل شد و جسد امیر بعد از چند ماه که از قتل او گذشته بود به کربلا فرستادند. مقبر امیر هنوز هم در کربلا باقیست .

و در تاریخ زمان مرگ امیر چنین آمده است:

معتمدالدوله فرهادمیرزا برای ماده تاریخ قتل امیر این چهار عبارت را یافته است:

« امیرنظام، خدمت کرد، به هجدهم مه ربیع الاول مقتول گردید، مرد بزرگی تمام شد »

که همه با سال ۱۲۶۸هجری قمری برابر است.

امیرکبیر از دیدگاه خارجیان

امیرکبیر از دیدگاه لیدی شیل:

در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه مقام سفارت انگلستان در ایران را کلنل جستین شیل بر عهده داشت. ماموریت کلنل شیل در ایران حدود سه سال و ده ماه( از ۷ اوت ۱۸۴۹ تا اواسط ژوئن ۱۸۵۳ ) به طول آن جامید. همسر او خانم ماری شیل معروف به «لیدی شیل» نیز طی این مدت همراه وی بود. خانم شیل در دوران اقامتش در ایران مجموعه ای از خاطرات و مشاهداتش را فراهم آورد و پس از بازگشت به انگلستان آن را به صورت کتابی به چاپ رساند.

لیدی شیل در این کتاب بیش از هرچیز شیوه زندگی، اخلاق و آداب ایرانیان را مورد توجه قرار داده و از همین رو نام آن را جلوه هایی از زندگی و آداب و رسوم ایرانیان نهاده است. کتاب خانم شیل برای کسانی که در تاریخ قاجاریه، و بخصوص اوایل دوران سلطنت ناصرالدین شاه، تحقیق می کنند بسیار مفید است. مسائلی که او در کتابش عنوان کرده بیشتر از این نظر حایز اهمیت است که وی، به عنوان همسر سفیر انگلیس، تقریبا در مرکز سیاست ایران قرار داشتو با توجه به نفوذ فراوانی که دولت انگلستان در آن زمان بوسیله اعضای سفارت خانه و کارگزاران خود در ارکان مختلف کشور ایران دارا بود به خوبی معلوم است که بینش خانم شیل از مسائل آن روزگار تا حدی می تواند منعکس کننده نقطه نظر های انگلیس ها در مورد مسائل ایران باشد.

کلنل شیل وزیر مختار انگلیس نیک می دانست که اگر امیر در راس کار باشدروز به روز از قدرت و نفوذ خارجیان در ایران خواهد کاست، به همین دلیل از هیچ فرصتی برای دشمنی با امیر و کارشکنی در مورد او دریغ نداشت. کلنل شیل که به خوبی می دانست کفایت و درایت امیر زنگ خطری برای مطامع استعماری انگلیس در منطقه بود با دسیسه و فریبکاری عوامل خود در دربار سرآن جام ناصرالدین شاه را علیه امیر برانگیخت به طوری که فرمان قتل او را صادر کرد.

خانم شیل در کتاب خاطرات خود سعی دارد که با نیش و کنایه از ارزش و اهمیت اقدامات اصلاحی امیرکبیر بکاهد، اما با وجود این در موارد متعدد مجبور شده است به عظمت اندیشه و فساد ناپذیری او اقرار و اعتراف کند. کتاب خانم شیل با همه ارزش و اهمیتی که در توصیف ایران آن زمان دارد اما خالی از اغراض شخصی نیست. وی درباره ارزش و اهمیت کارهای شوهرش زیاده از حد اغراق گفته و چنین نشان داده که کلنل شیل فرمانروای حقیقی و صاحب اختیاری است که سمت سروری خود را در طبق اخلاص نهاده و به مردم ایران عرضه کرده است!!

آن چه که در این جا باید تذکر دهیم آن است که کتاب خانم شیل ابتدا در سال ۱۸۵۶ در لندن به چاپ رسید و در نتیجه در سال های اخیر کتاب در دسترسهمگان قرار نداشت. خوشبختانه مشکل نایابی کتاب در سال ۱۹۷۳ به همت موسسه آرنو وابسته به نیویورک تایمز حل شد و کتاب تجدید چاپ شد. کتاب خانم شیل در سال ۱۳۶۲ با ترجمه ی آقای ابوترابیان و به همت موسسه نشر نو در تهران منتشر گردید.

امیرکبیر از دیدگاه یاکوب ادوارد پولاک(طبیب مخصوص ناصرالدین شاه):

دکتر یاکوب ادوارد پولاک (۱۸۱۸-۱۸۹۱) داروساز و پزشک اتریشی در سال ۱۸۵۱ به دعوت صدراعظم باکفایت ایران میرزا تقی خان امیر نظام به ایران آمد تا در مدرسه دارالفنون به تدریس علم طب و جراحی مشغول شود.

متاسفانه او زمانی به ایران رسید که چند روزی از برکناری صدراعظم باکفایت ایران می گذشت. میرزا آقاخان نوری کوشش فراوان کرد که وی و همراهانش با دریافت غرامت به اتریش بازگردند، اما دکتر پولاک نپذیرفت. او در ایران ماند و گذشته از تدریس پزشکی یک رشته تالیفات طبی از خود به یادگار گذارد که معرف همیشگی اوست. دکتر پولاک در سال ۱۲۷۲قمری پس از مرگ دکتر کلوکه و پیش از استخدام دکتر تولوزان، طبیب مخصوص ناصرالدین شاه نیز بود. وی پس از ده سال اقامت در ایران به وطن خود بازگشت و کتابی درباره ایران نوشت به نام ایران، سرزمین و مردم ایران که در آن عادات و رسوم مردم ایران را با ذکر جزئیات شرح داد.

دکتر پولاک در بخش هایی از کتاب خود احترام و تحسین عمیق خویش را از اقدامات امیرکبیر بیان کرده است. وی پستی و رذالت میرزا آقاخان نوری رانیز در قسمت هایی از کتاب خود شرح داده است.

امیرکبیر از دیدگاه رابرت واتسون:

رابرت واتسون منشی سفارت انگلیس از مولفان اروپایی است که در مورد امیر کبیر انصاف را رعایت کرده است. وی پس از بازگشت از ایران کتابی به نام «تاریخ ایران از آغاز قرن نوزدهم تا سال ۱۸۵۸» منتشر ساخت. آقای آدمیت درباره ارزش کتاب وی می نویسد: «نوشته واتسون از دو نظر درخور دقت است. او که اسناد سفارت انگلیس در اختیارش بوده (حتی جمله بندی و عبارات گزارش های شیل راجع به ثبت وقایع، در کتاب او به چشم می خورد) نخواسته به انتقادهای وزیر مختار انگلیس از امیر علنی پاسخ بدهد. اما وی زندگانی سیاسی امیر را درست در جهت عکس برخی از گزارش های شیل نگاشته و سیاست ملی امیرکبیر را علیه رویه روس و انگلیس موجه دانسته است. در معنی، ایرادهای شیل را بر اصول سیاست امیر خطا شمرده است. حتی برخی نکته های مهمی را که شیل نخواسته به دولت خود اطلاع دهد، او آورده است. نکته دوم این که واتسون با نوشته های متفکران تاریخ قرن هجدهم و نوزدهم آشنایی داشته و به همین جهت شخصیت میرزا تقی خان را در چشم انداز تاریخ بررسی کرده است، اما شعور وزیر مختار انگلیس به این حد نمی رسید. کتاب واتسون در آثار همه نویسندگان انگلیسی بعد از او اثر گذاشته است از جمله: مارکام، راولینسون، گلدسمیت و لرد کرزن. هوشمندی و شیوه آزادمنشانه آن مورخ انگلیسی درخور تحسین است. راستش را بخواهید واتسون از همه تاریخ نویسان ایرانی در قرن گذشته، که راجع به میرزا تقی خان چیزی نوشته اند، داناتر و باانصاف تر است. »

فهرست منابع و مآخذ:

کتاب:

۱-اقبال آشتیانی، عیاس (به اهتمام ایرج افشار) / میرزا تقی خان امیرکبیر / انتشارات توس ( تهران) / چاپ اول / ۱۳۵۵

۲-محمود حکیمی / داستان هایی از زندگانی امیرکبیر / انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی / چاپ سی و دوم /۱۳۷۶

سایت:

۱٫ http://www.rasmerozegar.com/1389/07/ghabr_amir_kabir_karbala

۲٫ http://www.beytoote.com/scientific/scientist/biography-amir-kabir.html

۳٫ http://zendeginame2.persianblog.ir

۴٫ https://fa.m.wikipedia.org

مطالب مشابهی که ممکن است بپسندید

عثمان بن عفان (رض) حضرت عثمان بن عفان رضی الله عنه(۱) ((آیا ازمردی حیا نکنم که فرشتگان از او شرم می کنند)). (رسول اکرم صلی الله علیه وسلم)(۲) اصل ونسب عثمان شهر طایف شهر زیبای حجاز است، طایف بهشت وگلزار حجاز و باغ پرمیوه آن است، خانواده عثمان رضی الله عنه در این شهر...
جلال آل احمد زندگی نامه جلال الدین سادات آل احمد، معروف به جلال آل احمد، فرزند سید احمد حسینی طالقانی در محله سید نصرالدین از محله های قدیمی شهر تهران به دنیا آمد، او در سال ۱۳۰۲ پس از هفت دختر متولد شد و نهمین فرزند پدر و دومین پسر خانواده بود. پدرش در کسوت رو...
ابوریحان بیرونی ابوریحان بیرونی تولد :۱۲ ذوالحجة ۳۶۲ هجری كاث، خوارزم ( شهر كارا ـ كلپاكسكایا كنونی وا قع در ازبكستان) وفا ت : ۴ رجب ۴۴۰ هجری غزنه ( غزنه كنونی در ا فغانستان ) مجسمه ابوریحان بیرونی ابو ریحان بیرونی در خوارزم ،منطقه ای كه در مجاورت دریا ی آرال قر...
ابوالفضل بیهقی زندگینامه بیهقی درسال ۳۸۵ ه. ق در ده حارث آباد بیهق(سبزوار قدیم) به دنیا آمد .نامش را ابوالفضل محمد نهادند. پدر ش اورا در سالهای اول زندگی در بیهق و سپس، در شهر نیشابور به کسب دانش گماشت. ابوالفضل که از هوش ویژه‏ای برخوردار بود و به کار نویسندگی عشق...
پروین اعتصامی مقدمه پروین اعتصامی که نام اصلی او "رخشنده " است در بیست و پنجم اسفند ۱۲۸۵ هجری شمسی در تبریز متولد شد ، در کودکی با خانواده اش به تهران آمد . پدرش که مردی بزرگ بود در زندگی او نقش مهمی داشت و هنگامیکه متوجه استعداد دخترش شد ، به پروین در زمینه سرای...



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *